جوامع اسلامی بویژه
هندوستان، در دوران زندگی میرحامد حسین، بیش از پیش دچار آشوب و تفرقه شده بود. استعمارگران و دشمنان
اسلام، همواره برای دست یافتن به اهداف شوم و غارتگرانه خود، دوست میداشتند که
مسلمانان با هم اتّحاد نداشته باشند و مدام با خصومت زندگی کنند. بدین خاطر گاه دانشمندانی را در میان خود
مسلمانان تحریک میکردند تا با نوشتن و یا گفتن حرفهایی تفرقه افکن و اختلاف آفرین، صفوف آنان را بر هم زنند و محیط زندگی برادرانه را تبدیل به بلوا و آشوب و سوء ظنّ و دشمنی سازند.
علامه سید محمد قلی پدر میرحامد حسین، سالها عمر خود را صرف جواب دادن شبهات و تهمتهایی کرد که دشمنان
اسلام، به دست برخی از دانشمندان
مسلمان، علیه
شیعه و مکتب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ شایع میکردند اکنون بعد از پدر نوبت به پسر صالح و خلف او یعنی علامه میرحامد حسین هندی رسیده بود. او مشاهده میکرد که چه افتراها و تهمت هایی بر
شیعه میبندند که روح
شیعه از آنها خبر ندارد ... این بود که تصمیم گرفت کمر همّت ببندد و همچون پدرش، در عرصه قلم و تحقیق و تتبّع و بیان حقائق
اسلام و وقایع
تاریخ اسلام، به دفاع از حق برخیزد و به تهمتهای مغرضانه و جاهلانه و خصومت آمیز دشمنان
تشیع، پاسخ دهد «تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!»
نخستین کارش، نقد، بررسی، تصحیح و تهذیب بعضی از کتابهای ارزشمند پدرش
علامه سید محمد قلی، بود
چرا که بسیاری از آثار پدرش، در دفاع از
مکتب شیعه و پاسخ به ایرادهای مخالفان تشیّع بود و شایسته بود که پسر دانشمند و فرزانه، آنها را تصحیح و چاپ و منتشر کند. میرحامد حسین سالهایی از عمر گرانمایه خود را در این راه صرف کرد و از این رهگذر، خدمات شایانی به عالم تشیع ارزانی داشت.
۱.
استقصاء الافحام.
۲. شوارق النصوص، پنج جلد در
علم کلام.
۳. افحام اهل المین، ردّی است بر کتاب «
ازالة الغین» تألیف
حیدر علی فیض آبادی حنفی.
۴. اسفار الانوار، سفرنامه
حج و
کربلا.
۵. کشف المعضلات فی حلّ المشکلات.
۶. العضب البتار فی مبحث آیه الغاز.
۷. النجم الثاقب فی مسأله الحاجب، کتاب فقهی در موضوع ارث.
۸. الدرر السنیّه فی المکاتیب و المنشآت العربیه.
۹. زین الوسائل الی تحقیق المسائل، مسائل فقهی و گوناگون.
۱۰. الدرایع، در شرح شرایع محقق حلّی.
۱۱.
عبقات الانوار فی مناقب الائمه الاطهار.
سرانجام، فرزانه بزرگ
شیعه و مدافع مجاهد
اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیّد بزرگوار میر حامد حسین موسوی هندی، در هیجدهم صفر سال ۱۳۰۶، در لکهنو چشم از جهان فرو بست و در حسینیه خود دفن شد.