محمدحسین فاضل تونی، (۱۲۹۸-۱۳۸۰ق) معروف به فاضل تونی، مجتهد، ادیب و مدرّس حکمت و عرفان. وی در تون، مشهد، اصفهان و تهران به تحصیل پرداخت و در درس ادیب نیشابوری، جهانگیرخان قشقایی، آخوند فشارکی و میرزا هاشم اشکوری حاضر میشد. او آثاری در کلام، فلسفه، حکمت و عرفان نوشته است. شهرت او بیشتر در علوم معقول است. حسنزاده آملی و جوادی آملی از شاگردان وی بودند.
وی در مقبرهای در قبرستان شیخان قم مدفون است.
محمدحسین تونی در سال ۱۲۹۸ق در تون از توابع فردوس در خراسان جنوبی، متولد شد. پدرش، ملاعبدالعظیم، واعظ بود و فرزندش را پیش از رسیدن به سن تعلم، به مکتب سپرد.[۱]
او در ۱۳ بهمن ۱۳۳۹ش در تهران درگذشت[۲] و در قبرستان شیخان قم دفن شد. جلال الدین همایی مادّه تاریخی دربارهٔ فوت وی سروده که بر سنگ مزارش حک شده است.[۳] شماره سومِ سال نهمِ (فروردین ۱۳۴۱ش) مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در بزرگداشت وی و به عنوان یادنامه فاضل تونی انتشار یافت.
تونی پس از فرا گرفتن خواندن و نوشتن در مدتی کوتاه، به تحصیل مقدمات ادبیات عربی پرداخت و قرآن کریم را نیز حفظ کرد. در ابتدای تحصیلش، پدرش درگذشت. تونی در زادگاه خود، شرح سیوطی بر الفیه ابن مالک (البهجة المرضیة) را نزد ملا محمدباقر تونی، و مغنی را نزد آقا میرزاحسین خواند و مقداری از مطوّل را نیز فرا گرفت.
در هفده سالگی برای ادامه تحصیل به مشهد رفت. استادان وی در آنجا عبارت بودند از: ادیب نیشابوری در درس مطوّل، که لقب (فاضل) را او به محمدحسین داد؛ میرزا عبدالرحمن مدرس شیرازی در تدریس قسمتی از مطوّل و خلاصة الحساب شیخ بهائی و هیئت و نجوم و تحریر اقلیدس؛ حجة الاسلام بجنوردی در فقه و اصول و شیخ اسماعیل قائنی در درس معالم.[۴]
پس از شش سال، او با شیخ محمد که بعدها در اصفهان به شیخ محمد حکیم معروف شد به اصفهان رفت تا فلسفه بیاموزد و دانستنیهای خود را در فقه و اصول تکمیل کند.[۵] در آن هنگام، اصفهان مهد دانش و ملقب به دارالعلم بود و تدریس علوم دینی و فلسفی در آنجا رونق داشت.[۶] فاضل تونی و شیخ محمد، در اصفهان اتاق کوچکی گرفتند و با تنگدستی، اما با شور و حرارت به تحصیل پرداختند.[۷]
فاضل تونی از اولین روزهای اقامت در اصفهان، در درس منظومه جهانگیرخان قشقایی حاضر شد و پس از شش سال آن را تمام کرد. جهانگیرخان دوره منظومه ملا هادی سبزواری را در شش سال تدریس میکرد و بیشتر قسمتهای مطالب شفا و اشارات و حکمة الاشراق و اسفار را در ضمن آن بیان میکرد.[۸] تونی همزمان با تحصیل منظومه، از سید محمدصادق خاتونآبادی و آخوند فشارکی و سید علی نجفآبادی، فقه آموخت.[۹] او یازده سال در اصفهان ماند که به گفته خود وی، بهترین ایام عمرش بوده و تمام وقت خود را به تحصیل و مباحثه و تدریس و عبادت و ریاضت و خودسازی پرداخت.[۱۰]
فاضل، پس از اقامت یازده ساله در اصفهان سفری به خراسان کرد و بار دیگر عازم اصفهان شد. اما در بین راه، چون به تهران رسید، باخبر شد که آقا میرزا هاشم اشکوری، استاد نامور فلسفه در مدرسه سپهسالار جدید، تدریس شرح مفتاح الغیب را آغاز کرده است. چند روزی در این شهر درنگ کرد و به درس اشکوری حاضر شد. احاطه علمی اشکوری فاضل را چنان مجذوب ساخت که از رفتن به اصفهان صرفنظر کرد و در تهران ماند. او علاوه بر شرح مفتاح الغیب، شرح فصوص الحکم و تمهید القواعد را نیز از وی فراگرفت.[۱۱]
تونی پس از درگذشت استادش، آقامیرزاهاشم اشکوری، به مدرسه دارالشفا رفت و به تدریس پرداخت.[۱۲] وی در مدرسه علوم سیاسی و دارالفنون، عربی و فقه و منطق[۱۳] و از ۱۳۱۳ش در دارالمعلمین عالی، که تازه تأسیس شده بود، زبان عربی و بعدها منطق و فلسفه تدریس کرد. همچنین در دانشکده معقول و منقول از بَدو تأسیس[۱۴] و در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، فلسفه و زبان و ادبیات عرب تدریس میکرد.[۱۵]
جلسات درس فاضل تونی بسیار پربار و آموزنده بود. وی مطالب را شمرده و با آرامش خاطر شرح میداد، مشکلترین و پیچیدهترین مطالب را ساده و روشن میساخت، درس خود را به آیات و احادیث و اشعار مولوی و حافظ و شیخ محمود شبستری و جامی و جز آنان میآراست و بیانش گاه با طنز و طیبت همراه میشد.[۱۶]
تونی در ۱۳۳۳ش بازنشسته شد اما در ۱۳۳۶ش دوباره دعوت به کار شد و مجددا بعد از یک سال تدریس بازنشسته شد.[۱۷]
تنی چند از شاگردان تونی بدین قرار است:
بسیاری از استادان تونی فضل و توانایی او گواهی دادهاند.[۲۲] آیتالله بروجردی در نامهای، وی را «عِمادالعلماء المتألهین» خطاب کرده بود.[۲۳] محمدعلی فروغی در مقدمه ترجمه فنون سماع طبیعی،[۲۴] علیاکبر دهخدا ذیل مدخل ابن سینا[۲۵] و مرتضی مطهری در مقدمه کتاب التّحصیل، بر جلالت قدر و احاطه و دقت نظر و خدمت او به علم و حکمت اشاره کردهاند.[۲۶] مطهری، وى را از مشاهیر مدرسان فلسفه در عصر اخیر شمرده است.[۲۷]
فاضل تونی در مواظبت بر واجبات و مستحبات، تزکیه نفس و کمک به مستمندان تلاش داشت.[۲۸]
فاضل تونی به ندرت دست به قلم میبرد و هنگام نوشتن نیز بسیار کُند و با خطی کاملاً ابتدایی مینوشت؛ از اینرو آثار نوشتاری او محدود است و غالباً یادداشتهای دانشجویان و طلاب کلاس درسش، به صورت کتاب در آمده است. با اینهمه بر بسیاری از آثار عرفانی و فلسفی، از جمله اسفار و منطق شفا، حواشی مختصری نوشته است. برخی از آثار فاضل تونی عبارتاند از: