هدف از تحقیق حاضر، اثبات عدالت در اراده تکوینی و به تبع آن در اراده تشریعی خداوند بود. این پژوهش بنیادی و نظری و با تحلیل داده ها از قرآن کریم و منابع حدیثی شیعه انجام گرفت. با تحلیل داده ها نتیجه حاصل شد که چه به روش عقلی و چه با تتبع نقلی، بنیاد حکمت نظری بر فهم عدالت الاهی در تکوین می باشد و بر اساس پذیرش این اصل که بازگشت ارزش ها و تجویز ها به هست ها و نیست ها می باشد؛ ازاینرو بنیاد حکمت عملی بر حکمت نظری، استوار است. بنابراین فهم چگونگی جریان عدالت الاهی در تشریع، مبتنی بر فهم اعتدال چه در عالم اسماء و چه مراتب عوالم خلقی است. بر این اساس و از باب تناظر انسان کامل با جهان هستی، انسانی که مکلف به هدایت و راهبری دیگران شده بایستی، خود در اعتدال کامل قوای خیالیه و وهمیه و حتی حسیه تحت تدبیر عقل باشد و به هر میزان که در این امر موفق باشد میتواند اعتدال را به عیال و عشیره و مُدن تسری دهد. نتیجه اینکه، شرط هر عمل اصلاحی اجتماعی، قبول ضرورت ایجاد اعتدال معقول در قوای جوانحی و جوارحی خواهد بود، همانگونه که خالق تکوین این اعتدال را در آیات تکوینی خود متجلی ساخته است.
خلاصه ماشینی:
» (شرح العبـارات المصـطلحۀ، ص ٢٤٠) امام کاظم (ع ) در تفسیر آیه ١٢ از سوره لقمان و در تفسیر معنای حکمت می فرماید: «مراد از حکمت فهم و عقل است » (تفسیر نورالثقلین ،ج ٤، ص ١٩٦) سید علی اکبر قرشی «حکمت » را به درکی که به وسیله آن میتوان حقیقت را درک کـرد، تعریف نموده است البته به شرط آنکه مانع از تبـاهی و جـور و فسـاد شـود و باعـث انجـام کـار متقن و محکم از سـوی حکـیم گردد(قـاموس القـرآن ،ج ١،ص ١٦٣) نیـزحکیم کسـی اسـت کـه از کارهای زشت مبرا است و کار لغو و بی هدف انجام نمی دهد، بنابراین حکـیم بـه ایـن معنـا از اوصاف الاهی است زیرا اساسا جهل و عجز به عنوان دو عامل اصـلی صـدورکارهای قبـیح و عبث در خداوند وجود ندارد؛ نیز حکمت به این معنا اثبات کننده ضرورت ارسـال رسـل از سـوی خداوند است : (الهیات و معارف اسلامی،ص ١٤١).